[ad_1]

شرمنده شرم آور ، این کلمه ای است که وقتی شاهد “راهپیمایی به سمت واشنگتن” هستیم که توسط دونالد ترامپ ، رئیس جمهور ایالات متحده می خواست ، ظاهر می شود. همانطور که تقریباً همه مفسران گفته اند – حتی اگر موارد استثنایی وجود داشته باشد از جمله: “در عرض چند سال همه ما چینی خواهیم بود و آنها او را با” تقدس پارلمان “کتک می زنند ، که دیگر در هیچ کجا وجود ندارد” – که از 6 ژانویه تاریک ترین بود صفحه ای در تاریخ آمریکا. و “مسئولیت – همانطور که مائوریتزیو مولیناری در” Repubblica “می نویسد به عهده رئیس جمهور معزول است ، كه اعتراف به شکست در صندوق های رای نکرد ، تلاش ناموفق و غیرقانونی را برای به چالش کشیدن آنها انجام داد و سرانجام به خشن ترین جناح طرفداران خود روی آورد و خواستار یک کار پوپولیستی شد. که با تجمع خود برق می زند.

خشم این روزها ، درست است که نباید باعث شود “زمینه” فراموش شود. در 7 ژانویه ، فدریکو پونزی مقاله ای طولانی را در آتلانتیک منتشر کرد که بازتاب زیادی داشت. حمله به کنگره جنون خودکشی است. اما بحران آمریکا با ترامپ برطرف نخواهد شد. به گفته وی ، مشخص نیست چه اتفاقی افتاده است ، اگر نه در برابر زمینه “قطب فرهنگی ، حتی بیش از سیاسی” ، در جامعه آمریکا رشد می کند: بین ساحل و فضای داخلی قاره ؛ بین شهرهای بزرگ و مناطق روستایی. | … | ماههای آشوب ، آتش سوزی ، غارت ، “مناطق خودمختار” ، تخریب مجسمه ها و خشونت سیاسی چپ رادیکال ، از آنتیفا تا مسائل زندگی سیاه ، همچنین عواقب فاجعه باری به همراه داشت: خشونتی که خرابکارانه نیز بود و بدون مجازات باقی ماند ، و توسط مقامات سیاسی – شهروندان و دولتی – و قضایی ، توجیه شده توسط رسانه ها. اغلب شهرداران (دموکراتها) به پلیس دستور می دادند که حتی در صورت حمله به ایستگاه های پلیس و اشغال تالارهای شهر ، مداخله و عقب نشینی نکنند. فرمانداران (دموکرات) برای حفاظت از جان و مال شهروندان خود و همچنین امنیت ساختمانهای دولتی از معرفی گارد ملی خودداری کردند. اغلب دادستان ها (همچنین دموکرات ها) مسئولین خشونت را تحت پیگرد قرار نمی دهند. هنگامی که شورشیان به ساختمان های فدرال در پورتلند حمله کردند ، دموکرات ها و رسانه های چپ گرایان رئیس جمهور ترامپ را به جرم وادار کردن عوامل فدرال برای دفاع در دفاع از آنها “فاشیسم” متهم کردند. حتی رئیس جمهور منتخب بایدن ، با محکوم کردن خشونت ، گفت که “معترضین” هنوز شایسته شنیدن هستند. و کمکهای مردمی از سوی کمپین بایدن / هریس برای گروههایی که متعهد به تبرئه و تبرئه چندین عامل شناخته شده بودند ، بود.

آنها فضاهایی هستند که یادآور ایتالیا قبل از راهپیمایی رم و حاکمان لیبرال آن است ، تحمل و درک از فعالیت برانداز قرمز یا سالهای اعتراض به خرابکاری ، توهین ، توهین به کسانی که پست های استادی یا رهبری را داشتند.

در مقاله استادانه منتشر شده در Repubblica (7 ژانویه) ، “حمله به کنگره” ، تحریک شده توسط ترامپ ، تقریباً یک کودتا ، فدریکو رامپینی با تحلیل پونزی تفاوتی نداشت ، گرچه از نظر ایدئولوژیک فاصله زیادی داشت. خشونت نیروهای ترامپ – v. مرد گستاخی که لباس وایکینگ نشسته روی نیمکت ریاست کنگره را پوشیده است متعلق به آمریکا است “، که افتخار خود را در سرقت تاکتیک های نافرمانی مدنی از چپ رادیکال دهه 1960 ، بلوک های سیاه ، BlackLiversMatter و Antifa ، به زور اعلام می کند هرج و مرج ، جنگ شهر “. رامپینی صادقانه اذعان می کند که حتی فاکس نیوز ، “قدرتمندترین شبکه راست راستی” در برابر فعالیت های براندازانه سیاه که لباس ها و نشان های سرخ پوشان را به دست گرفت ، از روایت حوادث شوکه شده ، منحرف شده و می لرزد: به یاد داشته باشید که ضد نژادپرستی تظاهرات بسیاری از شهرهای آمریکا را به آتش کشید و غارت کرد ، اما سپس محکومیت جمهوری خواهان قانونی مانند میت رامنی را تشدید کرد: “همه آنچه امروز اتفاق می افتد تقصیر ترامپ است.” به طور خلاصه ، یک “سبک سیاسی” – در رادیکال های چپ و راست – وجود دارد که دموکراسی های غربی را آزمایش می کند و باید همه را نگران کند ، صرف نظر از اعتقادات مذهبی یا عقاید سیاسی.

با این حال ، پس از به یاد آوردن همه اینها ، باید با صدای بلند و واضح گفت که فعالیت ترامپ در این اسلاویزه کردن نهادهای دموکراتیک نقطه عطفی است که دیگر از آن بازگشتی وجود ندارد. !! حمله گسترده به کرسی های پارلمان ، با غارت ، خشونت ، ارعاب ، اشغال “، (رامپینی) در واقع به عنوان هتک حرمت واقعی معبد دموکراسی ، سقوط نمادی به عنوان یک کالای مشترک – res publica – چیزی شبیه خشم آنانی از 21- پیکربندی شده است. قرن به مردم منتخب و عمارت اوت آنها ، تماشا شده توسط آنچه بنیامین کنستانت خدایان نگهبان آزادی های مدنی و حقوق ، و گوگیلمو فررو “نوابغ نامرئی شهر” را تماشا می کند. در جامعه مدنی گذشته ، هر اتفاقی ممکن است رخ دهد ، حتی دو شخصیت برجسته سیاسی ، مانند والتر راتناو و جاکومو ماتئوتی توسط جوخه های متعصب کشته شدند: مسئولیت های اخلاقی و سیاسی این اعمال وحشیانه بر دوش دولت ها بود ، موضوع بحث های پارلمان و شکایت مطبوعات بود. دلیل نگرانی و سرگردانی بود ، اما منجر به صحبت در مورد مرگ دموکراسی نشد. خطوط موجود در ساختمان دولت باقی مانده و با این امیدی که در آنجا می دهد می تواند مقررات و قوانینی را آغاز کند که قادر به محافظت از کشور در برابر وحشی گریها است.

با حمله به کپیتول هیل ، شبه نظامیان ترامپ کودتای کاذبی انجام دادند که نه قدرت و نه قدرت را به سرمایه دار بازگرداند ، بلکه فقط ارزش های زندگی مدنی و اجماع دموکراتیک را تضعیف کرد. و آنچه نگران کننده تر است ، یقین مطلق است که آنها سرقت آرا را محکوم کردند ، و اصل طلایی را که تمدن قانونی nemo iudex in re sua بر آن استوار است ، محو می کند. برای آنها ، تمام سرویس های مسئول شمارش آرا ، تمام احکام دادگاه های مختلف که نتایج انتخابات را باطل نکرده اند ، برای هیچ چیز حساب نمی شوند ، آنها بخشی از توطئه ای هستند که توسط نیروهای قدرتمند ، دشمنان ترامپ و آمریکا سازماندهی شده است ، بنابراین در این مرحله ، یک دوره ، فقط جنگ داخلی و بسیج مداوم بر خلاف قانون و نظم ، که همیشه لباس راست محافظه کار لیبرال بوده است ، باقی مانده است. (من نمی دانم ساموئل پی. هانتینگتون چه نظری دارد.)

در واقع ، سیستم انتخاباتی ایالات متحده باید مورد بازنگری قرار گیرد: نامه های پستی و سیستم “رأی دهندگان بزرگ” ایالت ها باعث ایجاد پریشانی های اساسی می شود. با این حال ، به نظر نمی رسد این گمراهان خود خوانده تحت تأثیر این سوicion ظن قرار بگیرند که مازوخیسم ناب و غیرمسئولانه برای سرنگونی معبد م institutionsسسات با تمام فلسطینیان (ادعا شده) در آن است. پادشاه ما در ماه مه ، یک آقای بزرگ ، یک تبعید با وقار را انتخاب کرد و با درخواست تجدید نظر در نتیجه همه پرسی نهادی 1946 ، که نتیجه آن مشکوک بود داشتن برخی تردیدها ، اجازه داد که کشور وارونه جلوه کند: ملتی که نیاکان آنها به او در ساختن كمك كرده بودند ، و این چیزی بیش از علاقه دودمان او بود. شاید اروپای قدیم هنوز چیزی برای آموزش دنیای جدید داشته باشد.

اما یک نکته دیگر باید پرداخت شود: در حوزه عمومی ، “واقعیت ها” مواردی نیستند که کسانی که آنها را تجربه کرده اند بیان می کنند ، بلکه مواردی هستند که توسط مقامات بالاتر و خنثی شناخته می شوند و قادر به ایجاد و گفتن “چگونه اوضاع پیش می رود” هستند. اگر من به جرمی مافیایی متهم شوم ، به توقیف دارایی هایم محکوم می شوم ، با توجه به این که این حکم به دلیل سو faith نیت و تعصب نسبت به من است ، حق دارم به مرحله دیگری از قضاوت متوسل شوم ، اما به عدم انتقال دارایی های خود اقدام نکنم. .

ترسناک است که ترامپ می خواهد “آن را پس بگیرد” بدون اینکه به آمریکایی ها و جهان ثابت کند که بازی سیاسی را از جایگاه تماشا می کنند که کسانی که او را به عنوان یک پیروزی تشخیص ندادند احمق یا فاسد هستند. برای او ، “تماشاگر دموکراتیک” – این افکار عمومی جامعه مدنی وجود ندارد: فقط دو بازیکن در زمین هستند که یکی از آنها فریب دیگری را خورده است و از این رو حق مقدس دارد که پیروزی خود را نشناسد. اگر کلانتر و قاضی با او موافق نباشند ، به معنای اتحاد آنها با سارقان است. این دیدگاه قبیله ای درباره جنگ قدرت واقعاً ما را متعجب می کند: آمریکا به کجا به واشنگتن ، لینکلن ، روزولت می رود؟



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.