بزرگترین خیانت دونالد ترامپ – اسلاوو ژیژک



وقتی قاضی منطقه ونسا بارتیتزر درخواست ایالات متحده برای استرداد جولیان آسانژ را رد کرد ، بسیاری از منتقدان چپ و لیبرال در مورد این تصمیم اظهار نظر کردند ، و عباراتی را یادآور اصطلاحات معروف قتل در کلیسای جامع از تی اس الیوت: “آخرین وسوسه بزرگترین وسوسه است خیانت / انجام دادن چیز درست برای دلیل اشتباهدر نمایش ، بکت می ترسد که “کار درست” او (تصمیم مخالفت با پادشاه و فداکاری) مبتنی بر “علت نادرستی” (پیگیری خودخواهانه او از مقدسات) باشد. هگل با گفتن این معضل پاسخ می دهد که محتوای عمومی آنها در اقدامات ما مهم است: اگر من یک فداکاری قهرمانانه انجام دهم ، مهم است که آیا دلایل شخصی که مرا مجبور به انجام این کار می کند آسیب شناختی هستند.

اما امتناع از استرداد آسانژ به ایالات متحده مورد دیگری است: بدیهی است که این درست بود ، اما آنچه اشتباه است دلایلی است که برای این تصمیم ذکر شده است. قاضی ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر اینکه فعالیت های آسانژ در حیطه روزنامه نگاری نیست کاملاً تأیید کرد و تصمیم خود را تنها با ذکر ملاحظات بهداشت روان توجیه کرد. در حقیقت ، وی گفت: او برای آینده خود می ترسد. ” وی افزود با توجه به هوش بالای آسانژ ، او احتمالاً می تواند جان خود را بگیرد.

درخواست تجدیدنظر در مورد سلامت روان بهانه ای برای عدالت است ، پیام ضمنی اما واضح قاضی این است: “من می دانم که این ادعا اشتباه است ، اما آماده قبول آن نیستم ، بنابراین ترجیح می دهم روی سلامت روان تمرکز کنم.” ناگفته نماند که اکنون که دادگاه وثیقه را نیز رد کرده است ، آسانژ در آن زندان انفرادی باقی خواهد ماند که وی را به یأس خودکشی سوق داده است. زندگی آسانژ (شاید) امن است ، اما علت او (نبرد برای آزادی مطبوعات و حق افشای جرایم دولتی) همچنان یک جرم است: این یک نمونه فوق العاده از اومانیسم در دادگاه های ما است.

سیستم انتخاباتی تنظیم شده
اما همه اینها در حوزه عمومی است و در عوض ما باید آیات الیوت را برای دو واقعه سیاسی اخیر دیگر نیز به کار ببریم. آیا کمدی که در 6 ژانویه سال 2020 در واشنگتن روی صحنه رفت ، بهترین اثبات نیست – اگر اصلاً نیازی باشد – که نباید آسانژ را به ایالات متحده تحویل داد؟ این می تواند مانند استرداد مخالفان از هنگ کنگ به چین باشد.

هنگامی که وی به مایک پنس فشار آورد تا نتایج انتخابات را تأیید نکند ، ترامپ از معاون رئیس جمهور خود خواست کار درست را به یک دلیل اشتباه انجام دهد: بله ، سیستم انتخاباتی آمریکا تقلبی است فاسد، جعل بزرگی است که توسط آن سازمان یافته و کنترل می شود حالت عمیق. مفاهیم درخواست ترامپ جالب است: او استدلال می کند که پنس به جای اینکه به سادگی مطابق نقش قانون اساسی خود عمل کند ، می تواند تصویب نتایج انتخاباتی که قرار است در کنگره انجام شود را به تأخیر انداخته یا مانع آن شود. پس از شمارش آرا ، معاون رئیس جمهور فقط باید نتیجه را اعلام کند ، محتوای آن از قبل مشخص شده است ، در حالی که ترامپ می خواست پنس طوری رفتار کند که گویی واقعاً در حال تصمیم گیری است. آنچه ترامپ خواستار آن بود ، انقلابی نبود ، بلکه تلاش ناامیدکننده ای برای نجات خود با مجبور کردن پنس به عمل در چارچوب نظم نهادی با تصویب قانون بیش از حد انتظار بود.

رویداد دوم وقتی طرفداران ترامپ در تاریخ 6 ژانویه به پایتخت حمله کردند ، آنها نیز به دلایلی اشتباه عمل کردند: آنها حق داشتند که با سیستم مکانیکی پیشرفته و با هدف ابراز نارضایتی مستقیم مردم (به صراحت توسط پدران اظهار داشتند) به سیستم انتخاباتی آمریکا اعتراض کردند. بنیانگذاران) اما تلاش آنها تلاشی برای کودتای فاشیستی نبود: قبل از به دست گرفتن قدرت ، فاشیست ها با دنیای تجارت معامله کردند ، اما اکنون شرکت های بزرگ می گویند “برای حفظ دموکراسی باید ترامپ را برکنار کرد”.

بنابراین ترامپ معترضین به تجارت بزرگ را تحریک می کند؟ نه واقعاً ، بیایید به یاد داشته باشیم که استیو بانون هنگامی که نه تنها با طرح مالیاتی ترامپ مخالفت کرد ، بلکه آشکارا از افزایش مالیات برای ثروتمندان به 40 درصد حمایت کرد و گفت که این باعث نجات بانک ها می شود ، توسط کاخ سفید رد شد. با پول عمومی این “سوسیالیسم برای ثروتمندان” است. ترامپ که از منافع مردم عادی دفاع می کند مانند کین ، قهرمان اصلی فیلم کلاسیک اورسون ولز است عمارت چهارم: وقتی یک بانکدار ثروتمند او را به صحبت درباره فقرا متهم می کند ، پاسخ می دهد که بله ، روزنامه او در مورد مردم عادی صحبت می کند تا از خطر واقعی جلوگیری کند ، یعنی اینکه مردم عادی به جای خود صحبت می کنند.

قربانیان واقعی ترامپ
همانطور که دانشمند یووال کرمنیتزر نشان داده است ، ترامپ یک پوپولیست است که در سیستم باقی می ماند. مانند هر عوام گرایی ، حتی امروز نیز نسبت به نمایندگی سیاسی احتیاط می ورزد ، وانمود می کند که مستقیماً از طرف مردم صحبت می کند ، و از اینکه دست هایشان بسته شده است حالت عمیق و نهاد مالی ، بنابراین پیام آن این است: “فقط اگر دستان خود را نبسته بودیم ، می توانستیم دشمنان خود را یک بار برای همیشه خلاص کنیم.” با این حال ، بر خلاف پوپولیسم استبدادی قدیمی (فاشیست) ، که برای از بین بردن دموکراسی نمایندگی آماده است تا واقعاً قدرت را در دست بگیرد و نظم جدیدی را تحمیل کند ، پوپولیسم امروز چشم انداز مطلوبی از نظم جدید ندارد ، ایدئولوژی و سیاست آن آجر کاری ناسازگار است. برای خرید فقیر “ما” ، برای کاهش مالیات بر ثروتمندان ، برای ایجاد نفرت نسبت به مهاجران و نخبگان فاسد که باعث ایجاد شغل در خارج از کشور می شوند و غیره.

به همین دلیل است که پوپولیست های امروز واقعاً نمی خواهند از شر دموکراسی نمایندگی خلاص شوند و قدرت کامل را به دست بگیرند: “بدون” قید “های نظم لیبرال برای جنگیدن ، راست جدید باید اقدام واقعی را آغاز کند ، و این امر آن را آشکار می کند پوچی کرمنیتزر می گوید: پوپولیست های امروز فقط می توانند برای رسیدن به هدف خود به طور نامحدود به جلو حرکت کنند ، زیرا کاملاً می دانند که فقط می توانند در مخالفت با آن کار کنند حالت عمیق از تشکیلات لیبرال: “قانون جدید ، حداقل در این مرحله ، به دنبال ایجاد یک ارزش برتر – یک هویت ملی یا یک رهبر – نیست که خواست مردم را کاملاً بیان کند و بنابراین لغو مکانیزم های نمایندگی را مجاز می داند و یا حتی ممکن است به آن نیاز داشته باشد.” ، کرمنیتزر اضافه می کند.

این بدان معناست که قربانیان واقعی ترامپ طرفداران وی هستند ، که صحبتهای او درباره نخبگان لیبرال و بانکهای بزرگ را جدی می گیرند. او خیانت به آرمان پوپولیستی خودش است. منتقدان لیبرال او را متهم می کنند که فقط به ظاهر هواداران خود را کنترل می کند ، آنها آماده جنگ برای او هستند ، که واقعاً طرف آنها است و آنها را به خشونت تحریک می کند. ولی نه او واقعاً طرف آنهاست. صبح روز 6 ژانویه ، او خطاب به جمعیت مقابل کاخ سفید گفت: “ما به پایتخت خواهیم رفت. و ما سناتورها و کنگره های شجاع خود را تشویق خواهیم کرد. اما ما احتمالاً برای همه آنها خوشحال نخواهیم شد ، زیرا هرگز کشورمان را با ضعف باز نخواهیم آورد ، باید نشان دهیم که قدرتمند هستیم. ” اما پس از آن ، هنگامی که اوباش این واقعیت را به دست آورد و به سمت پایتخت حرکت کرد ، رئیس جمهور مستعفی به کاخ سفید بازنشسته شد و خشونت های اعمال شده توسط همان گروه را از طریق تلویزیون مشاهده کرد.

آیا ترامپ واقعاً خواهان کودتا بود؟ قطعاً نه. وقتی جمعیت وارد پایتخت شدند ، آنها بیانیه دادند: “من درد شما را می دانم ، عصبانیت شما را می دانم. آنها انتخابات ما را دزدیدند. پیروزی ما حیرت انگیز بود و همه آن را می دانند ، خصوصاً در طرف مقابل. اما حالا شما باید به خانه خود بروید. صلح باید برگردد. نظم و قانون باید برگردد. ” ترامپ مخالفان خود را مقصر این خشونت ها دانست و طرفداران خود را تحسین کرد و گفت: “ما نمی توانیم بازی این افراد را انجام دهیم. ما باید صلح داشته باشیم. بنابراین ، به خانه بروید. ما شما رو دوست داریم؛ تو خیلی خاص هستی “.

و هنگامی که جمعیت شروع به پراکنده شدن کرد ، ترامپ در توییتی با حمایت از رفتار طرفداران خود ، که به کاپیتول حمله کردند و تخریب کردند ، نوشت: “اینها مواردی است که در صورت پیروزی وحشیانه انتخابات و بدون برگزاری مراسم زیاد اتفاق می افتد.” توییت ، و گفت ، “این روز را برای همیشه به یاد داشته باشید!” بله ، همه ما باید این را بخاطر بسپاریم زیرا هم جعل دموکراسی آمریکایی و هم اعتراضات پوپولیستی علیه آن را نشان می دهد.

در ایالات متحده ، فقط تعداد انگشت شماری از انتخابات مهم بود ، مانند انتخابات دولت کالیفرنیا در سال 1934 ، که در آن نامزد دموکرات ، اپتون سینکلر ، شکست خورد زیرا کل تشکیلات یک کارزار بی دروغ و تهمت را ترتیب دادند. به فلوریدا منتقل می شود).

یک ترسو ، یک قهرمان نیست
روز پنجشنبه ، 7 ژانویه ، ترامپ سخنرانی کوتاه دیگری ارائه داد که در آن با آنچه قبلا گفته شد مخالفت کرد ، حمله به کاپیتول را به صراحت تهدیدی برای حاکمیت قانون محکوم کرد و قول همکاری در انتقال مسالمت آمیز قدرت را داد. او احتمالاً از ترس سرنوشت شخصی خود این حرف را زده است و این فقط تأیید می کند که او عضوی از رستوران بوده و هست ، نه یک قهرمان در سمت راست ، بلکه یک ترسو. جای تعجب نیست که توده های طرفداران او از قبل او را “خائن” توصیف می کنند ، بخشی از “باتلاق” در واشنگتن ، که وی قول داد آن را پاکسازی کند. البته این بدان معنا نیست که طرفداران وی متعهد ترقی خواه هستند: آنها نارضایتی خود را به سبک راست پوپولیستی ابراز داشته اند. در شکایت هایشان یک گرم حقیقت وجود دارد ، اما آنها خودشان با چنین رفتاری به آن خیانت کرده اند. هرچقدر دیوانه به نظر می رسید ، اگر آنها جدی بودند ، مجبور بودند با برنی سندرز کنار بیایند.

آیا برای شما کاملاً آشنا به نظر می رسد که گروهی خشمگین و ناراضی به نمایندگی از رئیس جمهور مردمی که با دستکاری مجلس از قدرت محروم شده است ، به مجلس حمله می کنند؟ البته این باید در برزیل یا بولیوی اتفاق می افتاد ، جایی که جمعیت طرفداران رئیس جمهور حق دارند به مجلس حمله کنند و رئیس جمهور را به جای خود بازگردانند. بازی بسیار متفاوتی در ایالات متحده رخ داد. بنابراین ، ما امیدواریم که آنچه در 6 ژانویه در واشنگتن رخ داد حداقل فحاشی ایالات متحده را متوقف کند ، کشورهایی که ناظران را برای ارزیابی صحت آنها به سایر کشورها می فرستند. انتخابات ایالات متحده اکنون به ناظران خارجی نیاز دارد. ایالات متحده نه تنها از زمان ترامپ به ریاست جمهوری “کشوری عجیب” بوده است: جنگ داخلی مداوم (تقریبا) شکافی را نشان می دهد که همیشه در آنجا بوده است.

(ترجمه شده توسط برونو تورتورلا)



وبسایت http://orange90.ir
نوشته ایجاد شد 1743

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مرتبط

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا