[ad_1]

این اقدامات هیولا بود ، اما هرکسی که آنها را انجام می داد تقریباً عادی بود ، نه شیطانی و نه هیولا.هانا آرنت او آن را با کلمات ساده گفت: وحشت هولوکاستآنها تشکیل شده از اقدامات غیرانسانی و اهداف غیرانسانی ، نان روزانه بسیاری از همسایگان ما بود. به همین دلیل است که مقابله با این قطعه از تاریخ جهان حتی دشوارتر است و بنابراین ، ادامه دادن در مورد آن ، گفتن آن ، خاطرات را زنده نگه دارید از آن نسلی که از جانوران نازی جان سالم به در بردند. و همچنین برای کسانی که راهی پیدا نکرده اند.

Ravensbrück: وحشی نازی ها علیه زنان

پایتخت وحشت نازی برای زنان فقط یک نام دارد: راونزبروک. این کلمه به معنای واقعی کلمه “پل کلاغ ها” یک دهکده پروسی است که با آن هشتاد کیلومتر فاصله دارد شمال برلین، جایی که نازی ها یک بازداشتگاه برای زنان ایجاد کردند ، یک اردوگاه کار اجباری اختصاص یافته به “زنان نامناسب یا حتی بی فایده”. نه تنها یهودیان ، راونسبروک همچنین میزبان همه کسانی است که رژیم هرگز آنها را لایق زندگی نمی دانست: رم ، سینتی ، مخالفان سیاسی و به تعداد زیاد کسانی که مشکلات روانی و معلولیت ها ، لزبین ها یا روسپی ها. وحشیگری نازی ها به طریقی در بین همه این زنان القا شد که همچنان خاص است. بدنه زنان صحنه چنین خشونت های بی سابقه ای بوده است ، زیرا این خشونت مجاز ، از گمرکات ترخیص شده ، توسط قانون محافظت و تشویق شده است. آنها از راونزبروک عبور کردند 120 هزار زن، بین سالهای 1939 و 1945 ، عمدتا آلمانی ، ایتالیایی ، فرانسوی ، لهستانی و روسی.

ابتدا روسپی ها ، سپس خوکچه های هندی برای آزمایش

لجر خاکستری ، عبوس ، ساکت است. ما فقط دستورات خشک را به زبان آلمانی و پارس سگهای اطرافمان را با سربازان می شنویم. در میدان اردوگاه ستونی از زنان را می بینیم: آنها اخراجی هایی هستند که قبل از ما هستند. آنها لاغر ، خسته ، کاملاً کثیف و بسیار تراشیده به نظر می رسند. آنها ظاهری زنانه ندارند ، راه راه می پوشند و روی پاهایشان مسدود است ، اما همه آنها دارای یک شماره لباس کاملا واضح و یک مثلث رنگی متفاوت هستند که آنها را متمایز می کند ، واجد شرایط است“. داستان توسط یکی از بازماندگان است ، ایستگاه میرلا، که یک مثلث قرمز داشت: مثلث حریف سیاسی. اخراجی ها تراشیده شدند و مجبور شدند روزانه دوازده ساعت در زیمنس اطراف کار کنند. هنگامی که “ساختمان خاصی” در سال 1941 برای مردان مخالف رژیم برای آموزش مجدد اضافه شد ، برخی از دختران زیر 25 سال که “ضد اجتماعی” در نظر گرفته شدند مجبور به فحشا. آنها مجبور بودند خدمات زندانی را به زندانیان مرد یا سلسله مراتب نازی با رغبت بیشتری ارائه دهند ، خوکچه هندی برای آزمایشات علمی. رژیم از هر لحاظ زنان را نابود می کند. او آنها را به زور عقیم می کند ، از غذا و حیثیت محروم می کند ، از بدن آنها برای غرایز جنسی استفاده می کند و سپس به نام علم. آنها زنان معلول را در طی عملیاتی موسوم به T-4 و Euthanasia کشتند ، آنها زنانی را که پس از تجاوز تجاوز کردند باردار شدند. سپس برای رسیدن به اصطلاح “راه حل نهایی”: آنها را بفرستید تا در اتاق های گاز یا کوره های سوزاندن مردند. لیلیانا سگر او یک بار گفت: “در اردوگاه کار اجباری یک حیا بسیار آشفته احساس کردم ، تحقیر مردان نازی نسبت به زنان تحقیر شده. من کاملاً باور ندارم که مردان نیز همین احساس را داشته باشند. اگر Shoah از همه نظر وحشتناک بود ، برای زنان این عنصر اضافی وجود دارد که وحشت را حتی غیر طبیعی می کند: یک بدن بدسرپرست که باعث تحقیر می شود.

شرم حیض

و تحقیر ، شرم از قاعدگی هم گذشت. برای مدت طولانی این سخنرانی خارج از داستان بود ، تا اینکه در سال 2019 در مجله History Today ، جو ان انووسو مورخ انگلیسی، به موضوعی تبدیل شد که تاکنون توسط تحقیقات غیرمرتبط تصور می شد. تحقیقات اغلب در مورد صحبت می کنندعدم قاعدگی در زنان جوان که به دلیل شرایط روانی در مزارع ایجاد می شود ، اما هرگز در عوض ، این بدان معنی است که داشتن چرخه قاعدگی در مکانی که بدن همیشه و به طور مداوم در معرض ، مشاهده ، مطالعه ، سو استفاده قرار گرفته است. جو آن اووسو ، با تحقیق و شهادت خود ، به وضوح نشان می دهد که چگونه شرایط بهداشتی بهداشتی غیرانسانی ترین دوره چرخه را ایجاد می کند. شرم ، وقتی خونریزی دیده شد ، باقی مانده پتوها را پاره کرد تا بتواند جریان را متوقف کند. زنانگی آشفته ، وحشتی که به وحشت می افزاید. مانند وقتی که سلسله مراتب ، وقتی اخراج شده ها را با چرخه قاعدگی پیدا می کردند ، آنها را “فاحشه های کثیف” صدا می کردند.

گل صورتی پنهان

مقاومت در برابر همه اینها غیرممکن به نظر می رسد ، اما می دانیم که تعداد آنها بسیار زیاد است. اگر این جنایات را می دانیم ، این به لطف داستان همه کسانی است که از نمایش نازی گریخته اند. حتی در مورد مقاومت زن ، باید تمایزی قائل شد که جنسیت را تحت تأثیر قرار می دهد. حتی متفقین ، در زمان آزادی ، با اخراج شدگان از راونزبروک برخورد سرد داشتند. آنها با دشمنان خود رابطه جنسی داشتند ، حتی با کسانی که آنها را آزاد کردند به عنوان روسپی رفتار کردند. بسیاری از آنها در مورد ظلمی که دیر تحمل کردند ، وقتی همه چیز شروع به تاریخی شدن کرد ، صحبت کردند. بدن زنان ، خشونت جنسی ، تابو ماند برای سالهای زیادی این قابل ذکر است گل صورتی که به طور مکرر و مخفیانه در برخی از بلیط ها ، نقاشی ها یا گلدوزی هایی ظاهر می شد که تبعید شدگان راونسبروک اصرار داشتند آنها را ترسیم کنند. این نماد زیبایی است که چیزی از نمایش کم ندارد. این رنگ صورتی زنان و آزادی فراتر از وحشت است.



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.